آنچه درباره توسعه باید بدانیم

آنچه درباره توسعه باید بدانیم

*  دکتر احمد  رمضانپور  نرگسی

   مفهوم توسعه

از دهه ۴۰ میلادی به بعد، توسعه به صورت اصطلاحی در اقتصاد رواج یافته است. در آغاز توسعه را مترادف با رشد تولید ناخالص داخلی می‌دانستند، اما با گذشت یک دهه، کشورهایی که تجربه کافی برای تحقق توسعه داشتند و راه افزایش تولید ناخالص داخلی را پیموده بودند، متوجه شدند که توسعه تنها با پدیده اقتصاد شکل نمی‌گیرد؛ بلکه ابعاد دیگری همچون توسعه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مانند آنها دارد. از دهه ۱۹۷۰ به بعد هم در تفکرات توسعه تحولی پدید آمده و اندیشمندان این دوره در برابر الگوهای پیشنهادی دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ اقتصاددانان و نظریه‌پردازان توسعه، الگویی را معرفی کردند که به نیازهای اساسی معروف است؛ در این الگو، بخش اقتصاد کشاورزی محور توسعه است. لذا فراهم کردن خدمات برای نیازهای اساسی مردم، ایجاد اشتغال و اتخاذ سیاست‌های تولیدی از ویژگی‌های این الگو محسوب می‌شود.

به هر حال مفهوم توسعه و توسعه‌یافتگی تقریبا از نیمه دوم قرن بیستم در جهان متداول شده است. خرابی‌های ناشی از جنگ جهانی دوم و ضرورت بازسازی وسیع، به ویژه در کشورهای اروپایی که از جنگ صدمه زیادی دیده بودند، طرح‌های گوناگونی را در زمینه عمران و آبادی مطرح کردند.

با گذشت زمان، مفهوم توسعه ابعاد گوناگون و گسترده‌ای به خود گرفت؛ به طوری که امروزه شامل توسعه محیط زیست و توسعه انسانی نیز می‌شود. با تحول و تکاملی که در دهه‌های اخیر شکل گرفته، برای توسعه، تا دویست شاخصه آن را برشمرده‌اند که مهم‌ترین شاخصه‌های آن را می‌توان به شرح زیر نام برد:

نرخ درآمد ناخالص داخلی، سرانه آموزش، اشتغال، امیدواری به زندگی، توزیع درآمد عادلانه و خدمات درمانی و بهداشتی، امکان دستیابی به آب آشامیدنی سالم و غیره.

تعریف توسعه

توسعه در لغت به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفت و قدرتمندترشدن و حتی بزرگ‌تر شدن است. بعضی از علمای علم توسعه، اعتقاد دارند توسعه علاوه بر بهبود میزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی‌های اساسی در ساخت‌های نهادی، اجتماعی، اداری و حتی در بسیاری از موارد عادت و رسوم و عقاید مردم را نیز در بر می‌گیرد و یا توسعه را بر حسب پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر کاهش فقر، بیکاری و نابرابری و صنعتی شدن، ارتباطات بهتر، ایجاد نظام اجتماعی مبتنی بر عدالت و افزایش مشارکت مردم در امور سیاسی جاری تعریف می‌کنند و گروهی نیز توسعه را عبارت از یک تحول تاریخی در جمیع جنبه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه می‌دانند.

زنده‌یاد دکتر حسین عظیمی از مجموع نظرات علمای توسعه، توسعه را به معنای بازسازی جامعه براساس اندیشه‌ها و بصیرت‌های تازه تعبیر می‌نماید؛ این اندیشه‌ها و بصیرت‌های تازه در دوران مدرن را شامل سه اندیشه بزرگ (علم‌باوری، انسان‌باوری و آینده‌باوری) می‌داند.

اما امروز تلقی ما از توسعه، فرایندی همه‌جانبه است؛ یعنی نه فقط توسعه اقتصادی بلکه ابعاد مختلف توسعه ملی همچون توسعه سیاسی، توسعه فرهنگی و اجتماعی و توسعه امنیتی و دفاعی را در بر می‌گیرد.

مهم‌ترین ابعاد، شاخص‌ها و عوامل توسعه عبارتند از:

رشد علمی، فرهنگی و سیاسی از راه ریشه‌کنی جهل و بی‌سوادی، فقرزدایی و تولید ثروت، پیشرفت صنعتی و ابزار تولید، زدودن نابرابری‌ها و برقراری عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه ثروت، کار و کوشش مولد و مفید، درآمد سرانه و درآمد ملی بالا، رفاه اجتماعی و ارائه خدمات، آموزش مناسب و پیشرفته، حمل و نقل مناسب، امنیت فردی و اجتماعی، آزادی سیاسی و مطبوعات، بهداشت و تغذیه کافی و سلامت، برنامه‌های حمایتی، تولید انبوه در زمینه‌های گوناگون، صادرات متنوع و فراوان، امید به زندگی بالا، بازار فعال، همبستگی ملی و مشارکت عمومی مردم و…

با توجه به تعاریف و مفهوم فوق‌الذکر از توسعه، در نهایت علمای علم توسعه، ابعاد توسعه را به ۶ دسته کلیدی زیر تقسیم‌بندی کرده‌اند:

۱- توسعه سیاسی که با ارزش‌هایی مانند حقوق بشر، آزادی سیاسی، آزادی مطبوعات و انتخابات همراه است.

۲- توسعه اقتصادی که با تولید ثروت و بهبود شرایط مادی زندگی و توزیع عادلانه ثروت و دارایی سر و کار دارد.

۳- توسعه اجتماعی که بر اساس بهبود شاخص‌های مربوط به امور بهداشتی، آموزش و پرورش، مسکن و اشتغال اندازه‌گیری می‌شود.

۴- توسعه فرهنگی در جهت درک این واقعیت که فرهنگ‌ها القاگر هویت و خودارزشی مردم هستند.

۵- توسعه امنیتی که بیشتر در جهت پایداری دفاعی یک نظام و افراد جامعه محسوب می‌شوند.

۶- توسعه جهان‌بینی کلان زندگی در جهت اهداف معنوی که به نظام معانی، نمادها و اعتقادات مرتبط با معنای غایی زندگی و تاریخ اشاره دارد.

بنا بر این برای تحقق توسعه‌یافتگی فراگیر، باید ابعاد مختلف اعتقادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.

نظر صاحب‌نظران و اندیشمندان جهان امروز درباره توسعه

این علمای اندیشمند اعتقاد دارند انسان محور توسعه است و توسعه انسانی نقش مرکزی را در توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر عهده دارد و لذا معتقدند کشوری که قادر به افزایش دانش و آگاهی انسان‌ها نباشد و راه درست بهره‌گیری از سرمایه‌های انسانی را نیاموزد، در فرایند توسعه جهانی، راه به جایی نخواهد برد. بنابراین پر واضح است که نخبگان جامعه، دولتمردان، مدیران و اشخاصی که اداره امور کشور را بر عهده دارند، موظفند با هدایت و رهنمودهای صحیح نسبت به اتخاذ استراتژی‌های متناسب در تهیه و اجرای طرح‌ها و برنامه‌های طولانی مدت و نقشه راه بر مبنای ضوابط علمی اقدام نمایند تا در عصر عصیان‌های اجتماعی، با کلیه مسایل و مشکلات به مقابله بپردازند و جامعه را در جاده پیشرفت و ترقی هدایت کنند.

مضمون نظر استاد توسعه ایران، دکتر محمود سریع‌القلم، درباره اصول ثابت توسعه چنین است:

موضوع توسعه به چهار قرن پیش بازمی‌گردد و اصولش نیز از تحولات دوره رنسانس آغاز می‌شود. این تحول عظیم علمی موجب بهره‌گیری گسترده از امکانات دنیایی و طبیعی برای داشتن زندگی بهتر انسان‌ها از نظر سلامتی و بهداشت، آموزش، اشتغال، تولید ثروت و… در سایه رشد امکانات مادی و اجتماعی گردیده است (البته این توسعه ربطی به رنگ پوست، مبانی قلسفی دینی یا حتی محل زندگی ندارد).

از دیگر اصول ثابت توسعه بعد از علم، سیستم است؛ همانطوری که جسم انسان و حتی جسم درخت تابع سیستم است. مثلا اگر در سیستم و منطق جسم انسان اختلال ایجاد شود، انسان بیمار می‌شود. توسعه هم تابع سیستم است؛ اگر در هر یک از اجزای سیستم توسعه اختلال ایجاد شود، توسعه با مشکل روبه رو می‌شود و مهمترین عامل رفع اختلال آن همکاری آحاد مردم بین خود و وحدت اراده ملی است. فاکتور مهم بعد از همکاری، پایبندی به قرارداد اجتماعی است؛ زیرا انسان‌ها برای دستیابی به پیشرفت و ساخت جامعه باید با یکدیگر همکاری و پایبندی به قرارداد اجتماعی داشته باشند. یعنی آحاد مردم ابتدا میان خود و سپس بین خود و حاکمیت به اصول و چارچوب‌های پایدار فکری و فلسفی برسند و سپس به طرف رشد صنعتی، علمی و فکری حرکت کرده و معنای بهتری از زندگی استخراج کند. آنچه باعث پیشرفت و شرایط ممتاز کشورهایی همچون کره جنوبی، مکزیک و چین در مقایسه وضعیت ۲۰ سال پیش با وضعیت کنونی شده است، چیزی جز رشد علم و بهره‌گیری از آن، رشد فردی، اراده‌ی ملی، توانایی و فکر افراد آن جوامع در اندیشه توسعه، همکاری و پایبندی به قرارداد اجتماعی نبوده است. هرچند اگر نظام سلطه در جهان مانع از حرکت توسعه کشورها بشود، اما اگر سیستمی در جامعه تصمیم بگیرد و رشد کند، هیچ مانعی را یارای جلوگیری از پیشرفت آن جامعه نخواهد بود.

نظامهای توسعه و تقسیمبندی آن در جهان

نظام‌های توسعه در جهان معاصر و راهبردهای آن به دو طرز تفکر سرمایه‌داری و سوسیالیزم برمی‌گردد. مکتب نظام سرمایه‌داری اعتقاد دارد که برقراری نظام بازار و عرضه و تقاضا برترین طریق دستیابی به این هدف است؛ در حالی که مکتب سوسیالیزم، شیوه برنامه‌ریزی مرکزی و نظام اقتصاد دولتی را به عنوان هدف اصلی خود قرار داده است.

در این میان، مکتب توسعه اسلامی، نکات مثبت هر یک از دو مکتب کاپیتالیزم و سوسیالیزم را مدنظر قرار داده است. لذا طرز تفکر هر یک از مکاتب یادشده را به طور مطلق رد نمی‌کند و در عین حال به طور مطلق هم نمی‌پذیرد.

معمولا کشورهای جهان را به ۳ قسمت توسعه‌یافته، در حال توسعه و توسعه نیافته تقسیم می‌کنند و کشور ایران را کشوری در حال توسعه می‌دانند. اگرچه تأمین امنیت قضایی، اقتصادی و ثبات سیاسی و اجتماعی را می‌توان به عنوان مؤلفه‌های توسعه‌یافتگی در یک کشور تلقی کرد؛ اما در همین بخش لازم می‌دانم تا خاطرنشان کنم که دلایل دیگری نظیر عدم توزیع عادلانه ثروت و نیروی انسانی، پایین آمدن درآمد عمومی و منابع ارزی، خسارت و هزینه‌های جنگی کشور در دوران دفاع مقدس، عدم اعتمادسازی در جلب و جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی برای اجرای عملیات زیرساخت‌های مورد نیاز و اضطراری کشور و… را می‌توان از جمله موانع و دلایل عقب‌ماندگی و عدم توسعه‌یافتگی کشور تلقی کرد.

در شماره آینده نگاهی اجمالی خواهیم کرد به دلایل عقب ماندگی و عدم رشد و توسعه استان گیلان.

*  نماینده ادوار رشت در مجلس شورای اسلامی

درباره نویسنده

117مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 موج پرس. محفوظ است.