درس‌های کویمباتور

درس‌های کویمباتور

*  محمد کهنسال

  در شماره قبل نشریه طریقت نو، نوشته ای با عنوان  “گیلان؛ استانی که باید جور دیگر دید و شناخت” از راقم این سطور چاپ شد و ماحصل آن، این بود که:” باید ویژگیهای استان را به صورتی جامع، از تمام جوانب شناخت و به وابستگی و پیچیدگی آنها پی برد و این مهم، نیازمند نگاهی نو و جور دیگر به استان بوده و لازمه آن نیز افزایش گستره ی مشاوران مسئولان به تمامی نیروهای خوشفکر استان، از هر دسته و گروه و صنفی است”.

هدف از آن نوشته طرح کلی موضوع بود و برای تبیین و روشنتر شدن موضوع، انشاالله در یک مجموعه از نوشته ها، با تکیه بر مواردی  جزئی تر و احتمالا با طرح برخی اتفاقات و تجربه ها، به طرح بیشتر موضوع خواهم پرداخت.

در سال ۱۳۸۵ شرکتی که در آن فعالیت میکنم، قرارداد پروژه ای را با شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور منعقد نمود، تحت عنوان ” پیاده سازی نظام اولویت بندی طرح های آب و فاضلاب مناطق روستایی کشور” که هدف آن به زبان عامیانه، جمع آوری اطلاعات روستاها و تدوین نرم افزاری بود که بتواند نیازمندی روستاها به تاسیسات آب و فاضلاب را بر اساس معیارهایی منطقی در سطوح شهرستانی ، استانی و کشوری اولویت بندی نماید و بودجه های اجرایی بر مبنای نتایج آن توزیع شود.

این پروژه در نوع خود کاری کم نظیر بود چرا که قرار بود کاری انجام شود تا از اعمال نفوذ با نفوذان در تعریف پروژه ها جلوگیری شده و حق به حق دار برسد. پس از انجام این قرارداد، مقاله ای تدوین شد که در هشتمین کنفرانس سیستمهای  کوچک آب و فاضــلاب و دومین کنفـــرانس شبکه بین المللی آب و فاضلاب غیر متمرکز که توسط انجمن بین المللی آب IWA در سال ۱۳۸۷ در شهر کویمباتور هند ارائه شد.

کویمباتور یکی از شهر های جنوبی ترین ایالت هند به نام تامیل نادو ( دارای مرز دریایی با سری لانکا ) است که مرکز آن چنای یا مدرس (Madras) بوده و به لحاظ میزان سواد هشتمین شهر از ۹۲ شهر این ایالت بود.

حضور در این کنفرانس و شهر برای من واجد درس های بزرگی بود که برخی را که به موضوع بحث مرتبط است خواهم گفت.

کنفرانس در دانشگاه شهر برگزار شد که ورودی دانشگاه در حد قابل قبولی زیبا و مجلل بود . در طبقه اول سالن انتظار نسبتا بزرگی وجود داشت که کار پذیرش در همان جا انجام می شد و در همان طبقه ۴ سالن با ابعادی بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ متر برای ارائه مقالات در نظر گرفته شده بود .

سالن ها مشابه سالن های سینما شیبدار و دارای پله بود . بر روی پله ها از مبل خبری نبود و از صندلی های معمولی به اصطلاح دانشجویی چوبی برای نشستن استفاده می شد . در انتهای شیب،  راهرویی به متراژ حداکثر  ۵۱ متر مربع وجود داشت و پس از آن سکو یا سن ارائه مقالات بود که در کنار آن اتاقک کوچکی برای اپراتور وسایل صوتی و تصویری در نظر گرفته شده بود.

در راهرو هیچ صندلی ویژه یا مبل خاصی دیده نمی شد بر روی کف راهرو و سن پارکت کار شده بود اما مابقی سالن یعنی روی پله ها سیمانکاری شده بود. دیوار از گچ ساخته شده و در سقف نیز از بلوک های گچی سوراخ داری که امروزه ما به آن کناف می گوییم استفاده شده بود و همه چیز به همین سادگی بود. اما نکته جالب این که امکانات صوتی و تصویری سالن کامل و بدون نقص بود .

اولین ورود من به سالن و نگاه به صندلی ها و کف سیمان کاری شده و دیوار گچی مصادف بود با خنده ناشی از تمسخر که  ” ای بابا این هم شد سالن ارائه مقاله؟!” پس کو مبل و پارکت و دیوارهای چوبکاری شده و …

طبعا بعد از این حس ، احساس برتری داشتن نسبت به آن کشور و مردم آن نیز به من دست داد و اینکه من از یک کشور در حال توسعه به کشوری جهان چهارم یا شاید هم پنجم رفته ام.

گذشت زمان اما حس دیگری را جایگزین نمود. برخورد عادی کسانی که از کشورهای درجه اول دنیا به آنجا آمده بودند . مشاهده نظم برگزارکنندگان در انجام صحیح و به موقع کارها ، برنامه ریزی صحیح برگزارکنندگان برای بازدیدهای علمی و فنی و همچنین برنامه های تفریحی که عموما در راستای آشنایی مدعوین با فرهنگ منطقه برنامه ریزی شده بود. کیفیت بالای امکانات صوتی و تصویری و سرعت عمل متصدیان در مواقع قطع برق که ظاهرا کم هم اتفاق نمی افتاد نشان داد که حس اولیه من حس غلطی بوده است.

همان شب اول در هتل به یاد آوردم که سال ۱۳۷۴ که کنفرانس مهندسی مکانیک در دانشگاه محل تحصیل من، یعنی صنعتی امیرکبیر، برگزار می شد و من هم جزء همکاران بخش دانشجویی بودم، جلسه عمومی در آمفی تئاتر مرکزی برگزار شده بود و اما برای ارائه همزمان چهار مقاله، امکانات مهیا نبود و نهایتا دو سالن طبقه اول و دو کلاس بزرگ دانشکده در حال ساخت مهندسی نساجی را زودتر از موعد آماده کرده بودند تا در کنفرانس مورد استفاده قرار گیرد و اگرچه امکانات ظاهری دو سالن از قبیل صندلی و پارکت کف و پوشش دیوار و سقف، بسیار شیک تر از سالن های دانشگاه کویمباتور بود، اما امکانات صوتی و تصویری سالن ها طبق معمول، عاریه ای بود و روکار و گاه خراب .

آن شب با خود اندیشیدم که اگر بخواهم ایالت تامیل نادو را با یکی از استان های کشورم مقایسه کنم، همسنگ کدام استان خواهد بود و اینکه  شهر کویمباتور  که یکی از ۲۹ شهر آن ایالت بود را با کدام شهر کشورم می توانم مقایسه کنم .

طبعا چون اطلاع دقیقی از موقعیت و وضعیت آن ایالت در میان سایر ایالات و آن شهر در میان سایر شهرهای هند نداشتم، ادامه این اندیشه فایده ای نداشت؛ اما می دانستم  که طبعا جایگاه شهر تهران و دانشگاه امیر کبیر برای ما ایرانی ها با جایگاه شهر کویمباتور و دانشگاهش قابل مقایسه نیست.

اینجا بود که فهمیدم، آنچه را که ما تحت عنوان اولویت بندی برای ارائه به جهانیان ارمغان آورده ایم، سال ها است که به بهترین نحو در کشوری مانند هندوستان اجرایی شده است.

فهم آنها از سالن ارائه مقاله، سالنی است که بتوان دقایقی در آن نشست و با استفاده از امکانات به روز صوتی و تصویری، حاصل تجربیات عده ای را به دیگران منتقل نمود و پارکت بودن کف و مبل چرمی و پوشش گرانقیمت دیوار و سقف، تاثیری بر کیفیت ارائه مقاله نخواهد داشت . در ذهن ما ایرانیان اما امکان تصور سالن آمفی تئاتر یا سالن سخنرانی و مقاله بدون کف و سقف و دیوار شیک و مبل چرمی که صندلی های ردیفهای جلوی آن هم کاملا راحت و ویژه ( برای مسئولین ) نباشد، غیر قابل قبول و حتی مسخره به نظر می رسد.

یکی از بزرگترین مشکلات ما، اعم از مسئولین و غیر مسئولین در استان گیلان هم این است که اولویتهای خود را نمی دانیم . فکر نمی کنم نیازی به ارائه مثال باشد؛ اما اگر قانع نشدید و نیاز به مثال بود، بفرمایید تا انجام وظیفه کنم. تا بعد بدرود.

* دانش آموخته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر

درباره نویسنده

117مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 موج پرس. محفوظ است.