گیلان؛ استانی که باید جور دیگر دید و شناخت

گیلان؛ استانی که باید جور دیگر دید و شناخت

*  محمد کهنسال

به این جملات دقت کنید:

” محرومیت های گیلان پشت زیبایی هایش پنهان شده است. “

“فلان استان پیشرفت کرده چون همیشه در بین وزرا چند نفری از آن استان حضور داشته اند.”

“اگر صنایع بزرگی مثل پتروشیمی یا فولاد به گیلان آورده می شد امروز ما قطب اقتصادی بودیم.”

“مشکل آب داریم چون سد های بزرگ در استان ما ساخته نشده و سدهای در حال ساخت هم سالها بلاتکلیف مانده است.”

“اگر مثل مازندران به تهران نزدیک بودیم کلی مسافر آخر هفته ها به گیلان می آمد و اقتصاد گیلان را متحول می کرد.”

“منطقه آزاد انزلی پیشرفت نکرده چون مثل کیش جزیره نیست و آزادی های کیش را ندارد.”

و….

گرچه جملات فوق مقادیری از واقعیت را در خود جای داده اند اما ماندن و توقف در این جملات ما را به بیراهه می برد که متاسفانه برده است.

بزرگترین ضعف ما و مسئولین مان در تمامی سالهای گذشته این بوده که بخشی و البته سطحی به موضوعات نگریسته ایم و هیچ گاه نگاهی جامع نگر به استان نداشته ایم. در سال ۷۷۳۱ در دوره استانداری آقای صوفی و ریاست آقای تقوی نژاد بر سازمان برنامه و بودجه استان، نخستین همایش توسعه استان برگزار شد و اگرچه مقالات رسیده در موضوعاتی پراکنده بود اما به عنوان اولین گام قابل قبول محسوب می شد که متاسفانه ادامه نیافت.

این همایش با مشارکت دانشگاهیان و اهل فکر استان برگزار گردید و در آن از سخنرانی اساتید شناخته شده کشور در زمینه های اقتصاد ، مدیریت و توسعه نیز بهره گرفته شد. از جمله زنده یاد دکتر حسین عظیمی که یکی از سرآمدان توسعه کشور محسوب می شدند و برخی معتقدند این فرد حتی اگر در کشوری مانند هند به دنیا آمده بود امروز شهرتی جهانی می یافت در این همایش به ایراد سخنرانی پرداخت که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و علیرغم پایان یافتن وقت سخنرانی به درخواست حضار سخنرانی ایشان ادامه یافت.

بزرگترین نکته ای که نگارنده از ایشان آموخت، این بود که ایشان معتقد بود سازمانی مانند سازمان برنامه و بودجه (وقت) باید به جای تصمیم سازی تبدیل به دبیرخانه ای برای جمع آوری تمامی افکار و نظرات باشد؛ معتقد بود اگرچه جذب نیروهای تحصیلکرده نخبه در علوم مختلف و بهره گیری از ایشان برای برنامه ریزی و تصمیم سازی کلان خوب است اما زمانی یک جامعه شکوفا می شود که به جای سپردن برنامه ریزی به جمعی محدود از فکر تمامی اهل فکر کمک و بهره گرفته شود. البته ایشان در خواب هم نمی دید که سالها بعد چه بر سر سازمان مذکور خواهد آمد و نه تنها به توصیه ایشان عمل نخواهد شد بلکه اصولا برنامه و برنامه ریزی به گوشه ای پرتاب خواهد شد تا عده ای نوکیسه و تازه از راه رسیده بتوانند هرچه می خواهند بر سر ملت و بیت المال بیاورند.

به نظر می رسد این توصیه اختصاص به سطح خاصی از جامعه نداشته و حتی مدیران  بنگاه های اقتصادی کوچک و متوسط نیز می توانند از این تفکر متعالی در جهت ارتقای بنگاه خویش بهره گیرند.

بنابراین در حیطه استانی نیز این کار شدنی است و در ابتدا ایمان و اعتقاد و سپس همت می خواهد که البته گوهرهای کمیابی است.

حالیه مسئولین ، متولیان ، کنشگران مدیریتی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی گیلانی چه ساکن در استان و چه ساکن در خارج استان اگر می خواهند گیلان در مسیر توسعه گام هایی اساسی به پیش بردارد چاره ای جز بیرون آمدن از پیله تنیده به دور خویش ندارند.

حکم مشاوره زدن برای جمع کوچکی از دوستان و اطرافیان یا به توصیه این و آن ، درمان دردهای این استان و هیچ استان دیگری نیست. اگر افراد منتخب بهترین های استان باشند که بی تعارف نیستند و اگر به علت دیگری نیامده باشند و تمام وقت خویش را هم برای رفع مشکلات استان بگذارند باز توفیق چندانی نخواهند یافت.

بدون شک اقداماتی مانند بنیاد در حال تاسیس توسعه  یا شورای هم اندیشی مجمع توسعه گیلان  را باید پاس داشت و به بنیانگذاران آن دست مریزاد گفت اما این بنیاد ها و مجامع هم زمانی قادر خواهند بود تاثیری به سزا در استان داشته باشند که درهای خود را به روی همه افراد اهل فکر، از پیر و جوان ، دارای پست و مسئولیت یا خارج از پست و مسئولیت بگشایند.

توقف در یک جمع ، گروه ، صنف و … سم مهلکی است که موجبات انحراف و بر باد رفتن زحمات را ایجاد خواهد نمود به عنوان مثال اگرچه دانشگاهیان و تحصیل کرده ها می توانند بیشترین تاثیر را در رسیدن به سرمنزل مقصود داشته باشند اما شاید در میان بازاریان استان نیز افراد خوشفکر ، توانمند و در تجارت و کارآفرینی موفقی باشند که ایده های آنها به مراتب کارگشاتر از برخی دارندگان کرسی های استادی باشد.

عده ای می اندیشند که باید صرفا از تجربه آنها که مدیر یا نماینده بوده اند بهره گرفت که به این تفکر دو اشکال اساسی وارد است . اول اینکه بدون تعارف باید بپذیریم در کشوری زندگی می کنیم که به واسطه چربش روابط بر ضوابط و همچنین وجود برخی قوانین خاص، انتصاب ها و انتخاب ها هیچ وقت به این مفهوم نیست که بهترین ها برگزیده و نصب شده اند و البته گاهی لغو حکم شدن یک فرد نیز به مفهوم ناتوانی وی نبوده و گاه برخی ملاحظات سیاسی مدیر ارشد منجر به عزل شخص یا اشخاص توانمند می شود؛ بنابراین صرف داشتن پست یا حضور در مجلس و شورای شهر به نمایندگی از ملت نمی تواند معیاری کافی برای توانمندی یک فرد باشد.

و نکته دوم اینکه  اگرچه مسئول یا نماینده سابق تجربیاتی در طول دوره مسئولیت یا نمایندگی به دست آورده است اما تفکرات این افراد گاه از آفت بزرگی آسیب دیده و بخشی نگر ، کانالیزه و سنتی است و نمی تواند مانند یک شخصی که از بیرون به تمامی جوانب موضوع می نگرد تحلیل درستی از اوضاع به دست دهد.

 در پایان و به عنوان نتیجه باید عرض شود برای توسعه پایدار و متوازن استان باید استان و ویژگی های آن را به صورتی جامع و از تمام جوانب شناخت و به وابستگی موضوعات و پیچیدگی آنها پی برد.

برای این امر چشمها و اجازه دهید بگویم ذهن ها را باید شست ، جور دیگر باید دید و جور دیگر باید تحلیل کرد و شناخت و این امر میسر نمی شود مگر اینکه حلقه مشاوران مسئولین رده اول استان از تعدادی معدود از دوستان  به تمامی اهل فکر ( از هر قشر و گروهی) ارتقاء یابد و در این بین به جوانان و میانسالان خوشفکر اگر بیش از نیروهای به ظاهر با سابقه اما غیر خلاق توجه نشود، لااقل به همان اندازه توجه شود. حلقه اول مشاورین زمانی موفق خواهد بود که بتواند تبدیل به همان دبیرخانه شود و برنامه ها و تصمیمات را نه صرفا با تکیه بر افکار و اندیشه خویش که با بهره گیری از اندیشه های همه اهل اندیشه استان تهیه و تدوین نماید.

* دانش آموخته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر

درباره نویسنده

117مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 موج پرس. محفوظ است.